✿
چشمان تو
Miraç Doğan · 👁 76 خواندن
آیا زنبور به گل گزندی میرساند،
آن زمان که از شیرهاش مینوشد؟
آیا دختری جوان دلگیر میشود،
از سخنان این نادان؟
آیا گیاهان هرزه دشمن گلاند،
وقتی که هر دو از یک خاک میرویند؟
آیا این کلمات روی تو را در هم میکشد،
وقتی هر واژهاش از عمق جان میتراود؟
آیا این آب است که به گل جان میبخشد؟
آیا نباید در پی قدرتی والاتر بود؟
باور کن چشمانت از خورشید درخشانتر است،
همه چیز گذراست، صبور باش.
آنگاه که گل در زمان خود غنچهای بود،
و با دیدن خورشید شکوفا میشد؛
خداوند با ظرافت چشمانت را آفرید،
در حالی که نگاهت وجودم را گرم میکرد.
اما افسوس که شعرها برای گل سروده شدند،
در حالی که در دل، دیگری میگذشت؛
شاعر برای عشقش به دنبال نامی بود،
آن زمان که واژهها در برابر تو عاجز بودن
همه اشعار →
Yorumlar
Henüz yorum yok. İlk yorumu siz yapın.